محمد رضا واليزاده معجزى

360

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

( 14 ) - سيد ابو طالب يحيوى از تجار بروجرد بود و در آن‌جا با لشكر سروكار داشت بعد از ورود لشكر غرب از بروجرد به خرم‌آباد چون بيشتر سروكارش با افسران و درجه‌داران بود لذا ناچار شد به دنبال آنها از بروجرد به خرم‌آباد بيايد . چون در آن اوقات بانك [ . . . ] وجود نداشت لذا كار يحيوى در خرم‌آباد خيلى اوج گرفت و از تجار خرم‌آباد خيلى جلو افتاد لكن مغرور شده ضمنا شروع به [ . . . ولخرجى ] مىكرد و عده‌اى شاگرد فاقد صلاحيت ، روش امانت را در تجارتخانه او مراعات نكردند و او را به ورشكستگى كشانيدند ؛ ناچار دوباره به بروجرد رفت و اين اواخر كارش بد نبود . بعدها به عتبات رفته آخر عمر مجاور شد و همان‌جا درگذشت . ( 15 ) - داستان امير تيمور گوركان و مورچه كه بهترين نمونه سعى و كوشش در راه وصول به هدف مىباشد استاد و دانشمند [ گرامى ] آقاى حكمت در سلك نظم كشيده و گفته‌اند : مير تيمور لنگ در جنگى * چون هزيمت گرفت از دشمن شد به كنج خرابه‌اى پنهان * تا بياسايد از شر دشمن سر به جيب تفكر اندر برد * شد خرابه ورا چو بيت حَزَن بر پريشانى و مذلت خويش * داشت انديشهء آن يل پرفن ديد ناگه ضعيف مورى را * دانه‌اى برگرفته خوش به دهن از نشيب زمين شد به فراز * دانه را با هزار رنج و محن چون رسد نيمه راه دانه فتد * بازگردد بسوى آن مسكن تا چهل نوبت او فرو افتاد * عاقبت گشت مقصدش مأمن گفت من كم نيم ز مور ضعيف * پيش چشمم همى بود روشن گر چو اين مور استوار شوم * عزم خود را كنم چنان آهن غالب آيم به دشمن خونخوار * رخت عزت كنم دوباره به تن اين بگفت و ز جاى جست چو تير * خشم را كوفت درهم آن بيژن آرى آن‌كس كه عزم راست نمود * نايل آمد به كارهاى كهن حكمت عزم خويش كن ستوار * تا كه از خوشه‌اى كنى خرمن ( 16 ) - پل گاميشان از پلهاى عظيمى است كه در زمان ساسانيان بر فراز صيمره ساخته شده است . اين پل كه پيشكوه را به پشتكوه وصل مىكرده در لرستان از حيث عظمت كم‌نظير است و در زير آن حجره‌ها و آسايشگاههاى مهم ساخته شده كه محل استراحت مسافرين و نيز جايگاه مستحفظين پل در زمان آبادى بوده است .